مرتبه
تاریخ : جمعه بیست و نهم آذر 1392

با سلام خداوند به شما خیر دنیا و آخرت عطا کند که رایگان در حال ارائه مشاوره هستید. *خدا قوت*
جایگاه احساس در ازدواج تا چه حد است؟اگر یکی به دلت ننشست و واقعاً احساسی نسبت به او نداشت می‌شود به سمت او رفت؟ اگر وقت ندارید لزومی به خواندن سرگذشت من که در ذیل آمده نیست فقط همین سوال بالا را جواب دهید ممنون می‌شوم.
 در ابتدا اگر یک مقدار توضیحات طولانی شد معذرت می‌خواهم. یک سال و نیم پیش واقعا تصمیم به ازدواج گرفتم. متوسل به حضرت زهرا و مهدی صاحب الزمان شدم که به من کمک کنند. خیلی زود جواب گرفتم یک شب با پدرم صحبت می‌کردم یک دفعه خانواده یکی از نزدیکان که از سادات بودند به ذهن ما خطور کرد. پدرم شخصا اقدام کرد و با مادر او صحبت کرد. برای دیدن دختر رفتیم خانه آنها، یک هفته بعد جلسه صحبت بود و نهایتاً دختر جواب مثبت داد. جهت آشنایی بیشتر یکی دو هفته از طریق تلفن و گاهی دیدار با هم ارتباط داشتیم تا اینکه دختر دیگر جواب من را نداد. پدر من از خانواده اش علت را جویا شد، گفتند جواب دختر منفی است. به فاصله ۷ ماه بعد از این ماجرا دو بار دیگر خواهر من نزد دختر رفت که جوابی نگرفتیم. اولین باری بود که یک دنیا احساس زیبا داشتم.
هدف من از طرح این واقعیت زندگی ام این نیست که بگویم حتما دوست دارم با این شخص ازدواج کنم.اما بعد از این ماجرا کار هایم اصلا پیش نمی‌رود. دیگر کار به جایی رسیده که همه احساسات، افکار زیبایی که برای ایجاد و خلق محبت، شادی، دوست داشتن، همراهی و همدلی داشتم به سمت وسوسه و گناه می‌رود. و اما من از همان اول همه چیز را دست خدا، حضرت زهرا(س) و مهدی(عج) سپردم.که لطف و عنایتشان را به واقع احساس کردم. بعد از آن خواستگاری با توکل به خدا موارد بسیار زیادی را دیدم که پسندم نشد.دخترا،خانوادها و مهم ترین ملاک های من یعنی اخلاق و مذهب همه بسیار عالی.اما به دل من نمی‌نشینند.
در طول این مدت انرژی بسیار زیادی صرف کردم و همیشه گفتم خدایا از من حرکت از تو برکت.بسیار تلاش کردم. وقتی که به خواستگاری می‌روم انگار دنیا می‌خواهد روی سرم خراب شود. تمام وجودم سنگین می‌شود، دوست دارم فرار کنم.با لطف پدر، مادر، خواهر و سایر اقوام موارد بسیار زیادی را دیدم.اما احساسم با من مقابله می‌کند چکار کنم.خیلی دوست دارم ازدواج کنم.بسیار به درگاه خدا دعا کرده ام و در این مدت ارتباط و احساس قشنگی با خداوند برقرار کردم اما همان طور که گفتم فکرم به سمت گناه می‌رود.فراز نشیب زیاد دارم بی‌نهایت تلاش کردم اما به مطلوب نرسیدم.دیگر قادر به جبران زحمات پدر، مادر و اطرافیانم نیستم. سوال من: جایگاه احساس در ازدواج تا چه حد است؟اگر یکی به دلت ننشست و واقعاً احساسی نسبت به او نداشته باشی می شود به سمت او رفت؟شاید من دچار اشتباه شده ام.

ادامه مطلب




طبقه بندی: همسریابی پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: توسلی کارشناس پاسخگو
مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391
احمد
سلام جناب مهدیار
میشه این مطلب رو پست کنین و خودتون هم راهنمایی کنین.
من پسری 25 ساله، دانشجوی سال اول دکتری یکی از رشته های مهندسی هستم. بصورت حق التدریس در چند دانشگاه تدریس میکنم و خدا رو شکر سطح اجتماعی و مالی خانواده ما خوب هست، پدرم فرد بسیار شناخته شده ای هستن. حدود یک سال قبل تصمیم گرفتم ازدواج کنم. ابتدا خودم یکی از اقوام رو گفتم که همون اول پدرم مخالفت کردن البته با دلایلی که برای من توضیح دادن. بعد یکی دانشجویان سال آخر کارشناسی دانشگاه رو به خانواده معرفی کردم، بعد از تحقیق و ... خودم با ایشون در میان گذاشتم و خلاصه به خواستگاری رفتیم درحالی که همه چیز خوب پیش میرفت. متوجه شدم اون خانم دلش با فرد دیگه ای هست و هر چه جریان ما جدی تر میشد این موضوع رو بیشتر متوجه شدم تا اینکه خود ایشون جریان رو سربسته به من گفت. علیرغم مخالفت خانواده ایشون، اون خانم به من جواب منفی دادن البته دلیل این که موضوع رو از اول نگفتن اصرارو موافقت خانوادشون در مورد من بود. هراون جریان از نظر من کاملا تمام شده است.
خلاصه بعد از اون جریان خانواده و اطرافیان چند مورد رو معرفی کردن اما من تقریبا هیچکدام رو قبول نکردم البته هیچ جایی خواستگاری نرفتیم همه رو در مرحله تحقیقات قبل از خواستگاری رد کردم. یکی دو مورد هم خودم از قبل از بچه های دانشگاه میشناختم که بعد از کمی تحقیق خودم و خانواده اون ها رو هم قبول نکردیم.
تا الان بالای 10 مورد هست. البته بگم من همه رو با دلیل رد میکنم. به هر حال یکی رو ظاهری، یکی رو خانوادگی و ... نمی پسندم.
نمیدونم چکار کنم واقعا از این وضعیت خسته شدم. به نظرتون باید چکار کنم. هرچه جلو میرم ناامید تر میشم.
میشه کمکم کنید. آیا من خیلی دارم سخت گیری میکنم؟ آیا شرایطی که برای انتخاب همسر دارم رو باید تعدیل کنم؟ آیا باید بیشتر تلاش کنم؟ آیا این شیوه ای که معتقدم تا از یه سر شرایط مطمئن نشدم به خواستگاری نمیرم شیوه ی خوبی هست؟
قبلا از کمک و راهنمایی شما و همه دوستان تشکر میکنم.
ادامه مطلب


طبقه بندی: همسریابی پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
سوال کننده


لطفا اینو پست کنید تا بچه ها درباره اش نظر بدن.
پسری 21 ساله ام و میخوام ازدواج کنم.اما میترسم!چشمام خیلی چیزا رو دیده.جامعه طوری شده که نمیشه به این راحتی ها به کسی اطمینان کرد.
2 سال قبل از یکی که آشنامون بود،خواستگاری کردم که مثل چشمام بهش اطمینان داشتم و گفتم آفتاب مهتاب ندیده است.
نماز اول وقتش ترک نمیشد.حجاب چادر محکم.اما برحسب اتفاق و از یه طریقی فهمیدم که دوس پسر داره!!اول گفتم شاید خواستگاری،یا نامزدشه،اما خانواده مطلقا خبر نبود و یه سری قضایا که جاش نیست !
از اون طرف توی دانشگاه صحنه ای زننده رو دیدم از کسی که پاتوقش مسجد دانشگاه بود.خیلی از کلاسها رو باهاش داشتم.سرظهر کلاسها خلوت،یهو بدون در زدن وارد کلاس خالی شدم واسه ساعت بعد.
صحنه ای دیدم که درجا خشکم زد و بسیارفجیع فجیع فجیع.
بدبین نیستم اما چشمم ترسیده.به کی و چطور اعتماد کنم؟نمیخوام زندگیم همراه با شک و تردید باشه.
یه زمانی میگفتن دختری بگیر که آفتاب مهتاب ندیده باشه.بعدش گفتن،دنبال دختری باش که دوس پسر نداشته.بعدش اومدن گفتن اگه دوس پسر داشته،باکره بودنش رو حفظ کرده باشه.بعدش اومدن گفتن دنبال دختری باش که اگه باکره نیست ولی مطمئن باش پشیمون شده!!!!!!
الان چی میگن؟نیایید بگید که همه دخترا اینطور نیستند.خیلیا رو دیدم که واقعا انگار عقده چندین ساله دارن و انگاری از قفس خانواده آزاد شدن!
چون پاک بودم،دختر پاک میخوام.این حق منه



طبقه بندی: بحث و گفتگو : معیارهای انتخاب همسر،  همسریابی پسران،  بحث و گفتگو : پیدا کردن همسر مناسب،  مقدار ارتباط قبل ازدواج،  همسریابی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عبد الله ایمانی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه سی و یکم مرداد 1391

ارسلان

لطفا این مطلب و پست کنید
خانما لطفا جواب منو بدن
شما فکر میکنین انتظار یه مرد از زنش چیه !!؟ ایا فقط در ازدواج به خودتون و نیازهای خودتون فکر میکنید یا براتون مهمه که طرفم انتظاراتش چیه و از همسرش چی میخواد!!؟ایا هدفتون از ازدواج اینه که طرفو وسیله خوشبختی خودتون کنید یا خوشبختی طرفم براتون مهمه!!؟
ب را پست کنید

 




طبقه بندی: همسریابی پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390

سوال:

سلام

خواستم بگم  واقعا  تو  فشارم خدا شاهده یه خاطر  خدا و ناراحت نشدن امام زمان تا حالا به گناه حرام  استمنا رو نیاوردم واصلا فکر این گناه رو هم به ذهنم خطور ندادم. چون هم گناهه و هم امام زمان ناراحت میشه نمیدونم تا چه حد از لحاظ مذهبی منو میشناسین کسی هستم که نماز هامو اول وقت میخونم هر روز تقریبا زیارت عاشورا می خوانم و ترکش نمی کنم اگه خدا توفیق بده نماز شب می خونم اهل مستحباتم به دختر مردم نگاه نمی کنم و ....تا جای ممکن سعی میکنم گناه نکنم گاهی شیطان فریبم میده و یه نگاهی به نامحرم میکنم از بس  فشار جنسی روم زیاده ولی خدا شاهده همون شبش مبرم در خونه خدا و از گناهم  گریه میکنم و توبه میکنم تا حالا  حدود 11 بار  تو  3 سال  رفتم مشهد اما هنوز حاجت ازدواجمو نگرفتم نمیدونم حاج اقا مشکل کار کجاست دوستام . به راحتی زن گرفتن اما من با اینکه بارها تا  دم ازدواج رفتم نشد تو این سن و این زمانه  خودتون میدونین  نگه داشتن ایمان چقدر سخته و به قول امام صادق نگه داشتن  ایمان از نگه داشتن آتش در دست هم سخت تره کمکم  کنید یه راهی جلوم باز کنین تو شب های قدر بیشتر دعا کردم تا به حاجتم برسم یه خون امام حسین قسم بیشتر از نیاز جنسی به نیاز عاطفی و روحی ازدواج نیاز دارم بارها پیشنهاد دوستی از طرف دخترها داشتم اما به خاطر خدا  قبول نکردم تو تمام این مدت که دعای ازدواجم مستجاب نشده  دلم فقط به این حدیث  خوشه هنگامی می شود که بنده دعایی میکند خدای تعالی به فرشتگانش می گوید من دعای این بنده را مستجاب کردم ولی فعلا دعایش را حبس کنید و به او ندهید. من دوست دارم او خدا خدا کند. من  از صدای او خوشم میایدو حاجتش را دیر بدهیئ تا بیشتر خدا خدا کندالان که داشتم این حدیثو مینوشتم گریم گرفت.خیلی  سخته حاج اقاخیلی حاج آقاوقتی میبینم از خودم کوچکتر عقد کردن اما من نه  خیلی ناراحت میشم تو شهرمون از بس بی حجاب زیاده  کم بیرون میرم نمیخوام گناه کنم از طرفی این غریزه و... خواهشا کمکم کنید اگر میشناسین دختری از مازندران که شرایط منو قبول کمه بهم معرفی کنین من23  ساله ام فارغ التحصیل رشته پتروشیمی اهل  قائمشهر مازندران دارم ارشد میخونم تا 2 یا 3 سال نمیتونم ازدواج کنم باید عقد بمونیم چون میخوام درس بخونم اما توکل به خدای بالای دارم و میدونم بعد یه مدت عقد خدا همه چیو درست میکنه


ادامه مطلب


طبقه بندی: همسریابی پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic