سوال:

سلام

برادرمن بادخترعموم نامزدکرد من هم با پسرعموم عقدکردم امابرادرم به دلیل مشکلاتی بهم زدالان یک ساله که من وپسرعموم عقدهستیم پسرعموم فردبسیارمذهبی هست ماابتدادرموردحجاب اختلافاتی داشتیم ایشان به من گفتن که بایدچادربپوشم من هم بااین که خیلی برام سخت بودقبول کردم دراین مدت خانوادش خیلی به من کم لطف بودن دراین مدت  پسرعموم هیچ وقت به حرفم گوش نکرده معتقده که درزندگی مردبایدحرف اول روبزنه خیلی روی حجاب منواذیت میکنن بااینکه من حجابم کامله امابازگیرمیده میگه نبایدتوی خیابون حتی یک لحظه هم چادرت ازسرت بیفته حتی موقعی که من وپدرم وایشان باماشین بیرون بودیم به من میگفت که حتی توی ماشین هم بایدچادرسرت باشه قبلاهم به این چیزااهمیت میدادامانه دراین حدحالابه من میگه چون حجابت اونطوری که میگم نیست بایدطلاق بگیریم خیلی لجبازه وهیچ وقت حرفموگوش نمیده منم ادامه ی این وضعیت واقعا برام سخت شده احساس میکنم مشکل روانی داشته باشه البته منم برخوردهای تندی باهاش داشتم خواهش میکنم دراسرع وقت جوابم روبدید ایا امیدی هست یا باید جدا شیم باید چیکارکنیم من واقعا از این وضعیت خسته شدم یکبارهم خانوادش میخواستن بخاطرمسئه برادرم منوطلاق بدن


ادامه مطلب


طبقه بندی: اخلاق و اعمال نامناسب همسر،  رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389

سوال:

سلام

من مدتیه که یه دختر رو عقد کردم اما بعد محرم شدن وقتی که بدون چادر دیدمش از ظاهرش خوشم نیومد البته اینو بگم وقتی که باهاش رابطه جنسی دارم راضیم اما وقتی تموم می شه دوباره حالم مثل قبل می شه به من بگید چه کنم ایا باهاش ادامه بدم یا نه؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : یکشنبه پانزدهم اسفند 1389

سوال:

سلام

دو ماهه عقد کردم . شوهرم رو سعی کردم خیلی عاقلانه انتخاب کنم. ازمسایلی مثل قیافه و چیزهای کوچک تو انتخابم صرف نظر کردم و فقط ایمان و با اخلاق بودن رو مد نظرم قرار دادم .ولی الان مشکلم اینه که خیلی به رفتارهای شوهرم ایراد می گیرم یعنی انتظاری که ازش دارم خیلی بالاست. مثلا احساس می کنم طرز راه رفتنش خوب نیست و باید درست بشه.کمبود هایی رو که تو اون میبینم رو علاقه ام به اون تاثیر میزاره و از طرفی وقتی اون رفتارهاش رو میبینم از نظر روحی بهم فشار وارد میشه .بعضی چیزها رو هم می ترسم بهش بگم ناراحت بشه. نمی دونم باید چه کار کنم .آیا باید بهش بگم یا نه ؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و ششم دی 1389

سوال:

سلام

من قبلاً یك خواستگار داشتم كه از او خوشم آمده بود ودیگر تصمیم به ازدواج داشتیم شرط او برای ازدواج این بود كه در خانه پدر و مادر او زندگی كنیم من  همه شرایط او را از قیبل نداشتن وضع مالی خوب و غیره را قبول كردم به این شرط كه به خاطر دور بودن محل كارم از خانه پدری او گفتم من حاظر  هستم مستاجر باشم ولی زیاد مایل نیستم در خانه پدر شوهر زندگی كنم ولی از ته دل هم ناراضی نبودم فقط می خواستم او قبول كند ولی اگر دیدم شرایط طوری بود كه بهتر است در خانه پدرش زندگی كنم قبول می كردم  یك سری ایرادات الكی از او گرفتم كه بیشتر خواهرم مسبب آن بود چون همكار شوهرش بود به من می گفت كوتاه نیا تو نمی توانی در خانه پدر شوهر زندگی كنی خلاصه من یكسری ایرادات الكی گرفتم و او پشیمان شد و با كس دیگری ازدواج كرد  ومن از لحاظ روحی افسرده شدم بعد با اصرار مادرم با  شخص دیگری ازدواج كرده ام ولی او هیچ وقت از ذهن من بیرون نمی رود و من خیلی تلاش می كنم تا او را از ذهنم دور كنم نمی شود سر این موضوع با شوهرم بیخودی بحث می كنم احسای می كنم همسرم را دوست ندارم ولی از طرف دیگر دلم برایش می سوزد می گویم او چه گناهی كرده كه گیر من افتاده احساس می كنم دوستش ندارم در صورتی كه او بچه بدی نیست من خیلی بدم با رفتارم او را اذیت می كنم از لحاظ قیافه زیاد زیبا نیست نحوه راه رفتن صحبت كردن و هیكل او باعث اسباب اذیت من می شود خودم می دانم زیبایی ملاك نیست ولی چه كنم دست خودم نیست فقط  كافی است درباره او دیگران چیزی به من بگویند سریع از شوهرم دل چركین می شوم  او بچه سالم و كاری واهل نماز روزه است ولی چون در خانواده ای بوده كه  فامیلهایشان  نماز را قبول نمی كنند و او نماز می خواند احساس می كنم فكر می كند نمازی كه می خواند خیلی كار بزرگی كرده در صورتی كه من در خانواده مذهبی هستم و نماز را كمترین وظیفه ای می دانم برای انسانها  و دوست داشتم شوهرم بچه هیئتی باشد و بسیاری از احكام را نمی داند و به این خاطر من فكر می كنم بسیاری از اعمالی كه انجام می دهد اشتباه است. همه اینها در شرایطی است كه ما تنها یك ماه است ازدواج كرده ایم من می ترسم با این رفتارهایم او را از دست بدهم خیلی دعا می كنم خدا به من آرامش بدهد ولی نمی دانم چرا آرام نمی شوم  و مدام در ذهنم او را با دیگران مقایسه می كنم برایم خیلی دعا نمائید لطفاً راهنمایی ام كنید


ادامه مطلب


طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیستم دی 1389
یكساله ازدواج كردم حسرت دوستمومیخورم كه با یه بازاری ازدواج كرده خانواده شوهرش پولدارن وبهشون كمك میكنن. ماشین و مغازه و خونه بزرگ براشون خریدن ولی من چی ،بامردیكه خانوادش بی پولن وخودشم حقوقش 400تومنه ازدواج كردم خیلی پشیمونم كه چرا نموندم تا شوهر پولدار بكنم ولی الان هیچ راهی نیست باید با بدبختی زندگی كنم ازشما تقاضای كمك و راهنمایی دارم

ادامه مطلب


طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات