مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهاردهم آذر 1391
زهرا

سلام اقای ایمانی خواهشی که دارم اینه که نصیحت گونه راهنمایی نکنید.راهی که واقعا درسته واگه دختر خودتون بودرو انجام میدادید رو بگید..
من دختری هستم 24ساله که 1/5عقد کرده هستم و بعد ماه صفرعروسیمه.بنده به لحاظ دینی خیلی مقیدم تا جایی که خیلی کارهاودوستیهایی رو میتونستم قبل ازدواجم انجام بدم.چون هم خیلی زیبا هستم وهم بااصالت وهم خونواده ام از لحاظ مالی متمول هستند خیییییلی زیادخواستگار داشتم همه میگفتن تو هیچ عیبی نداری. روابط اجتماعیم هم خوبه.خون.خونواده شوهرم هم شناس بودن ما ازدواج کردیم.چندماه بعد ازدواجم من فهمیدم شوهرم با دوستای مجردیش(که همه مشروب خور و زن باز)بوده هرسال یا سالی دوبارمسافرت خارجه میرفته مثلا تو یه سال دوبار رفته تایلند اونم شهر پاتایا.خودتون میدونید چه قدر بده...ولی اینو بگم خودش میگه برا خنده میرفتیم ومسخره بازی.واینکه شوهرم اهل مشروب اصلا نیست. این خیلی فکرمو ازار میده که رابطه جنسی داشته یا نه؟دارم دیوونه میشم...ازتون میخوام راهنمایی کنید از کجاباید بفهمم داشته یا نه؟ واینکه این مسله خیلی برام مهمه وازذهنم پاک نمیشه چیکارکنم؟؟چون من خیییلی پاک بودمو همین جوراز خدا میخواستم...
یه مسله دیگه اینکه تازگی متوجه شدم که قبل ازدواج بادختری دوست بوده که به شدت برا ازدواج میخواستتش و حتی به خواستگاری هم رفتن ولی مادرشوهرم میگفت چون دختره بدجنس بود هرکارکردمن دیگه نرفتم خواستگاری.ومثل اینکه شوهرم باخونوادش ناراحتی شدیدمیکنه و دعوا.(مادر شوهرم و کلا خونوادشون ادمهای خوبی هستن و اینو ازبدجنسی نگفتن) این برامن خیلی گرون تموم شد که قبلا یکی رو میخواسته اونم شوهرمن که کلی با دوستی های دخترپسرا مخالفه...!!! نمیدونم چه جوری ازش سوال کنم؟ به نظرتون چی ازش بپرسم چیکار کنم که اطمینان ازش حاصل کنم؟؟
مسله دیگه اینکه شوهرم به نمازش کاهله... وکلللا بیشتر توهرزمینه ای به من سخت میگیره تا خودش...مثلا سرارایش کردن بامن جنگ ودعوا که حتی عروسی میریم میگه ارایش نکن(بگه چون خوشگلی قشنگتر میشی همه نگات میکنن می خوام مال خودم باشی)
ولی همین چندشب پیش رفتم گوشیشودیدم پر بود از عکسای مستهجن وواقعا شرم اور...وفتی بهش میگم نمیدونم راست میگه یانه میگه دوستم برام ریخته.این کارو یه بار دیگه هم کرده بود که من هیچی نگفتم و پاک کردم ولی کلا از اون ادمهاست که اصلا زیر بار نمیره وسریع دادو دعوامیکنه که ادموازکارش پشیمون کنه...به قول خودش دیوار حاشا بلنده.... خلاصه یه روز خونه مادرشوهر که بودم این عکسارو دیدم و چون خیلی ناراحت بودم مادرشوهرم قسمم داد بگم منم گفتم (شوهرم خیلی احترام باباشوداره ) اونابه جانبداری من وکار اشتباه بچه شون باهاش حرف زدن نتیجه این شد که پاک کرد.ولی اقای ایمانی من اصلا دیگه به همسرم اعتماد ندارم. چون شده جلو خودم فیلمای غیراخلاقی میبینه البته تا دید من ناراحت میشم جمع کردولی حس میکنم به دوراز چشم من میبینه الانم چون کارشون وسیعه خیلی جاهای خالی دارن که هرکاربخواد بتونه انجام بده...اطمینان دارم الان عکسارو پاک کرد از گوشیش ولی دوباره میره تو سایتا و پیدا میکنه.درضمن من تو دعوا هی بهش گفتم میدونم خودت ریختی توگوشیت اونم گفت اره اصلا خودم ریختم برو هرکار میخوای بکن.من خیلی گریه کردم چند شبه کارم شده گریه...دلم برا پاکیه خوذم میسوزه..
اینم بگم خیییلی دوسم داره وهمه کاری برام میکنه ولی از اونا نیست خیلی نشون بده...ولی این چه دوست داشتنیه که من همش عذاب دارم؟؟
اقای ایمانی اینارو نمیتونم به خونواده خودم بگم...چیکار کنم ؟منم دوسش دارم ولی ارم ازش سردمیشم بااین کارا وشنیده ها...تروخدا یه راه حلی نشون بدید که لااقل بفهمم چه کاره بوده واز این فکر وعذاب روحی نجات پیدا کنم...اگه میشه بذارید بچه ها نظر بدن وخودتونم حتما راهکارتونو بدید.خواهشا نگید بیخیال شو چون نمیشه ذهنم الوده شده با کارا


ادامه مطلب


طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر،  اخلاق و اعمال نامناسب همسر،  مشاوره خانواده، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عبد الله ایمانی
مرتبه
تاریخ : شنبه بیستم آبان 1391

مهرنوش

با عرض سلام وادب
میشه ازتون خواهش کنم این موضوع رو به بحث و گفتگو بگذارید؟
اگر این لطف را در حق من بکنید بسیار ممنون خواهم شد.

اگه خواستگاری داشته باشید که تو سایر آیتم های مورد نظرتون بتونین نمره متوسط رو بهش بدین، اما از نظر ظاهر حتی یک اپسیلون هم به دلتون نشینه، چه می کنید؟

کلا به نظر شما اهمیت بحث مطلوبیت ظاهری در امر ازدواج چقدره؟

آیا این ملاک می تونه اونقدر مهم باشه که به خاطرش به یک مورد نسبتا خوب (دقت بفرمایید عرض کردم "نسبتا" خوب، نه حالا خیلی عالی و خفن) جواب رد بدین و بعدش هم ذره ای وجدان درد نگیرید؟
راستش من بدجوری درگیر این قضیه شدم، و دارم به شدت عذاب می کشم.

من هیچ موقع دنبال قیافه ای تو ژانر تام کروز و برد پیت نبودم ، اما یه چیزایی تو ظاهر، مثل قد، برام مهمه. یعنی هیچ وقت وارد جزئیات چهره یک پسر نمیشم، اما دورنماش باید برام جذاب باشه تا بتونم برم طرفش!

اما همین هم خیلی داره مشکل ساز میشه. یعنی وقتی با یکی روبرو میشم که از کلیت ظاهرش خوشم نمیاد، دیگه اصلا تمایلی ندارم صحبتمو باهاش تو جلسه دیگه ای ادامه بدم. پیش خودم هم توجیه می کنم که آخه بحث یه عمر زندگیه، اگه نتونی با این قیافه ارتباط برقرار کنی، قطعا نخواهی تونست یک عمر صبح تا شب، شب تا صبح با این بنده خدا باشی!!

آیا از نظر عقلی و شرعی دختر می تونه به خواستگاری که به دلش ننشسته جواب رد بده، و بعد هم همچنان در انتظار مورد مناسب تری برای ازدواج از سوی خدا باشه؟ یا اینکه خدا این ملاک ظاهر رو مهم نمی دونه و از این کار ما خشمگین میشه؟

من نه می تونم پا رو دلم بگذارم، نه می تونم از عذاب و غضب احتمالی خدا چشم پوشی کنم.




طبقه بندی: بحث و گفتگو : معیارهای انتخاب همسر،  بحث و گفتگو : تناسب ها و تفاوت ها،  رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
قاصدک

اگه امکانش هست سوالمو تو سایت بذارید تا دوستان بگن چیکار کنم
.

6ماهه عقد کردیم اخلاقش بد نیس بسازه ولی از نظر دینی...نمازاشو به اجبار من می خونه اگه نباشم پیشش کلا نمیخونه.لپ تاپش پر از عکسای دختر و فیلمهای بده، پایه ی برنامه های ماهواره. وقتی با هم میریم خیابون هیچ دختری از نگاهش دور نمیمونه حتی کنار من.عضو فیس بوک.همشم بهم میگه دوس دختر داشتن حتی وقتی متاهلی ایرادی نداره و از دوست دخترای خیالیش حرف میزنه(نمیدونم شایدم واقعی) وقتی شاکی میشم یه مدت نمیگه.یکی از اشناهامون بوده و قبل از ازدواج تا جایی که ما میشناختیمش اینجور نبود شایدم ما خوب نشناختیم.نمیدونم. خودم یه دختر محجبه و چادریم.نمیگم مذهبی چون میترسم ادعا باشه ولی دغدغه دین دارم. مهندس کامپیوتر، معلم و سال اول طلبگی رو میخونم.23سالمه. خیلی کلافه شدم همه جوره تلاشمو کردم که بسازم و به روی خودم نیارم ولی دیگه نمیدونم چیکار کنم.برا یه ازدواج سالم خیلی دعا و توسل کرده بودم ولی حالا...اقای مشاور ادامه این زندگی درسته؟ خواهش میکنم راهنماییم کنید. قبل از اینکه دیر شه



طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391

سوال:

سلام

من 28 ساله هستم و یه پسر دارم که 1 سالشه دو سالی هست که ازدواج کردم اگه بخوام مثل خیلی های دیگه به علایقم و خواسته هام توجه زیادی نکنم و به قول معروف صورتم رو با سیلی سرخ نگه دارم زندگی خوبی دارم شوهرم دست بزن نداره شکاک نیست اهل مهمونی و تفریحه ولی .... قبل از اینکه بخوام مشکلم رو بگم خواهش میکنم خودتون رو جای من بذارید و نظر بدید فکر نکنیداز سر خوشی دارم مشکل تراشی میکنم چون خودم با همه احساس دلتنگی که دارم همیشه خدا رو به خاطر نعمت هاش شکر میکنم .
دوستای خوبم اولین مشکل من اینه که من یه جورایی برای فرار از حرف دیگران ازدواج کردم و شوهرم کسی که من میخواستم نیست و از همه بدتر اینکه از من کوچکتر هستش هیچ موقع از ته دل ازش راضی نیستم میدونم که یه جورایی اونم اینطوره ( بازم تاکید میکنم ا ز ظاهر روابط ما نمیشه به این مساله پی برد ) من از لحاظ اجتماعی قوی هستم و مدیر ولی متاسفانه اون نه ایشون بچگی نکرده و خیلی خام وبی تجربه است و کمی هم از نظر فرهنگی از ما پایین تره موقعی که میریم مهمونی نمیتونه اون طور که باید رفتار کنه و فاجعه اینجاست که ما از نظر ظاهر هم به همدیگه نمی خوریم تا حالا چندین بار بهمون گفتن خواهر و برادرید نمیدونیدچطور شکستم دیگه خسته شدم چون مسائلی که گفتم توی روحیه ام تاثیر بدی گذاشته مشکل دیگه اینه من: از لحاظ جنسی خیلی ضعیف و چاق هستم و می دونم اون هم دوست داره من ظریف تر باشم ..... گاهی با خودم میگم کاش بچه نداشتم و طلاق میگرفتم کاش ازدواج نمی کردم ولی بعد پشیمون میشم و نقطه ضعفهای خودم و خوبی های شوهرم رو به یاد میارم تصمیم گرفتم روی رفتار شوهرم کار کنم ولی بازم متاسفانه ایشون ذاتا رفتار قوی و مردانه ای نداره گاهی میگم کاش ما چند وقت یه بار یه دعوای شدیدمیکردیم ولی حداقل من توی جمع به خاطر بعضی کاراش خجالت نمی کشیدم ... در مورد ظاهر هم تصمیم گرفتم یه کمی خرج کنم و به خودم برسم ببخشید اگه خیلی ازاین شاخه به اون شاخه براتون گفتم شما میگیدمن چه کار کنم دارم از درون می پوسم و احساس پیری زیاد می کنم چون در مقابل همسرم کامل ترم محبت کنید جواب سوالم رو در سایت بنویسید و در ضمن دوست دارم نظر بقیه دوستانم رو هم بدونم ممنون خدا خیرتون بده  .......


ادامه مطلب


طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه پانزدهم تیر 1390

سوال:

سلام

ممنون از راهنمای های خوبتون ... حسابی از پاسخاتون به دیگران استفاده كرده ام و میكنم
من خانومی هستم21 ساله .حدود 6ماهه كه عقد كرده ام با آقایی 28ساله. من دختری هستم كه به لطف خداوند از هر نظر ایرادی در ظاهر و سطح فكر خود نمیبینم ..تا قبل از ازدواج هم از نظر دیگران دختر شوخ طبعی به نظر میرسیدم همسر من بسیار پسر خوش اخلاق و آرامی است. و طرز بیان بسیار خوبی دارد .از نظر فرم صورت هم بسیار زیباست. آقای كریمی من به چاقی و شكم داشتن مرد بسیار حساسم. برایم نفرت انگیز است. شوهر من شكم گنده ای دارد !روزی كه به خواستگاری ام آمدند با كت و شلوار می آمدند. و اصلا شكمش مشخص نبود به او گفته ام و او هم تلاش میكند كه كمتر شود ولی هیچ تغییری نكرده مشكل اصلی من خونسرد بودن ایشون است. من دختری پرجنب و جوش هستم و كاری كه به محول میشود را در عرض سه سوت انجام میدهم ولی شوهر بنده خیر!
وقتی كاری در منزل از او خواسته میشود در نهایت خونسردی ا ساعت بعد انجام میدهد دلم میخواهد آدم فرزی شود. نمیدانم چگونه اینكار را كنم همانطور كه گفتم طبع آرامی دارد و من آرام بودنش را دوست دارم ولی خونسردی بیش از حد ایشون منو خیلی عصبی میكنه و از خونسرد بودنش متنفرم اینم بگم كه من آدم زود جوشی هستم تا حدودی. و اكثر اوقات از كوره در میرم مشكل دیگری كه با او داشتم روی ظاهرش بود به علت اینكه شدیدا در محیط مذهبی ای بزرگ شده از پوشیدن شلوار جین و آستین كوتاه ابا دارد! روزهای اول بزرگ بودن شكمش را بهانه میكرد ولی به علت اصرارها و قهرهای من آستین كوتاه را میپوشد ولی شلوار جین را هرگز. حالا نمیدانم من زیادی روی او حساسم؟ یا حق با من است؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات