مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393
سلام
دختری 23 ساله هستم ، دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد پدر و مادرم چند سال پیش از هم جدا شدن و با مادرم زندگی می کنم ، مادرم شاغل هستند و پدرم هم هر از چند گاهی نیاز های مالی من رو بر آورده می کنه و تقریبا از لحاظ مالی مشکل چندانی ندارم ، خوش مشرب و اجتماعی هستم و به گفته اطرافیان و کسانی که منو میشناسن چهره جذابی دارم .
متاسفانه سال پیش پدرم با یه خانم ازدواج کرد ( من پدرم رو خیلی دوست داشتم ) ...
برای مطالعه سوال و پاسخ کارشناس کلیک کنید



طبقه بندی: وجود طلاق در خانواده، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم تیر 1392

سلام من دختری 25 ساله تحصیل کرده با چهره زیبا و قد و اندام بلند و متناسب و خوش پوشی هستم و از پاکی خدا رو شکر می کنم خیلی کمکم کرده(حالانگین چه خودشیفتس ظاهرمو توصیف کردم چون فکر کردم شاید به اظهار نظرتون کمک کنه) درخانواده پرجمعیتی(7 نفره) به دنیا آمدم بچه آخر خانواده هستم خواهر و برادرانم زود ازدواج کردند پدرم را در سن 14 سالگی از دست دادم واز آن سال به بعد با مادرم که مسنه تنها زندگی می کنم مادرم زندگی مرفه ای را برایم فراهم کرده ولی به علت اینکه یکی از برادرهایم زندانه و یکی از خواهرانم طلاق گرفته و مستقل زندگی می کنه همیشه خانواده ام بهم میگن به خاطر این برادر وخواهرم فردی مناسب به خواستگاری ام نمیاد این حرف منو خیلی آزار می ده آخه مگه تقصیرمنه که اون دوتا سرنوشتشونو اینطوری خواستن.

من عاشق پسری هستم که به گفته خودش اونم عاشقمه و تمام شرایط زندگیمو می دونه و علی رغم اینکه می گه مشکلی با این قضایا ندارم ولی 5 ساله که نه پا پیش می ذاره نه از سر راهم کنار می ره. خواستم منطقی فکر کنم به یکی از خواستگارام که از فامیل بود جواب مثبت دادم و 2 ماه نامزد شدم ولی چون دوستش نداشتم انقدر افسرده و ضعیف شدم که خانوادم که خیلی موافق این ازدواج بودن با دیدن شرایط من با گفتم موافقت کردن و نامزدی بهم خورد و الان یک سال می گذره پسری که دوستش دارم همچنان هست حتی تا مرحله تحقیقات محلی پیش رفت ولی می گه بابام مخالفه می گه چرا دختره نامزد کرده شایدم عقد کرده و....خیلی خستم مدام گریه می کنم از این همه بهونه خسته شدم از طرفیم حرفای خانوادم.

خواهش می کنم بهم بگید چی درسته چی غلط؟ راهنماییم کنید لطفا.

مشاهده جواب کارشناس


طبقه بندی: وجود طلاق در خانواده،  مخالفت خانواده طرف،  عشق قبل ازدواج،  همسریابی دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حامد کارشناس پاسخگو
مرتبه
تاریخ : سه شنبه سوم بهمن 1391
افسون

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت مشاور محترم.
دختری 23 ساله هستم و در یک رشته ی خوب داروسازی می خونم از سال اولش تا الان همیشه از پدرم که پزشکه و آرزوی پزشک شدن منو داشت تحقیر شدم تا جایی که سعی می کنم کنارش زیاد نشینم .نمی دونم این کلافه درهم رو چطور می تونم باز کنم و از کدوم گره هاش شروع کنم؟!از مادرم که از وقتی که با پدرم ازدواج کرد یه روز خوش ندید پدرم یک آدم خود شیفته است که با تمام فامیل خودش قطع رابطه کرده و حتی به مادرم هم اجازه نمی ده با فامیل رفت وآمد داشته باشه طوری که من با این سنم به هیچ کدوم از عروسی های فامیلمون حتی خالم نرفتم به جز چند مورد محدود که یواشکی رفتم.اگه روزی هم از فامیل به خونه ی ما رفت و آمد داشته باشه دعوا می کنه و ما رو زیر باد کتک می گیره مادرم با تمام سختی هاش ساخته هر کس از بیرون نگاه می کنه ما رو یه خانواده ی خوشبخت می دونه در حالیکه هیچ کس از دل ما خبر نداره.پدرم آدم هوس باز و تنوع طلبی و چند تا زن صیغه ای داره و خوشی هاش برای اوناست و غر زدن ها و اعصاب خرد کردناش سهم ما وقتی مادرم می بینیم که به خاطر ما صبر کرده و از خودش گذشته دلم ریش می شه حتی تو تاکسی هم اشکام خود به خود میان.بعد از 2 سال که درسم تموم بشه مادرم قراره طلاق بگیره.می خواستم بپرسم دید جامعه نسبت به دختری که مادر و پدرش از هم جدا شدن چیه؟ یعنی خواستگارهای خوب خواهد داشت؟
البته من الانشم خواستگارهای خوب زیاد دارم اما پدر خودخواهم همه اش سنگ می اندازه .
با تشکر لطفا علاوه بر جواب خودتون و راه حلتون برای اینکه مادرمو تسکین بدم می خوام جواب دوستان هم بشنوم.


ادامه مطلب


طبقه بندی: وجود طلاق در خانواده،  اعمال نامناسب خانواده ها ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عبد الله ایمانی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391
سوال:
با سلام و عرض ادب و تشکر از سایت خوبتون.


من یه مشکلی دارم که سعی می کنم بطور خیلی خلاصه توضیحشش بدم. ممنون میشم راهنمائیم کنید.

من 27 سالمه و خواستگاری دارم 30 ساله که چندین جلسه با هم صحبت کردیم.

1. ایشون تحصیلاتشون دیپلمه و من استاد دانشگام. همیشه جزء ملاکام همسری هم سطح خودم بوده. البته از لحاظ کاری و موقعیت اجتماعی بهشون نمی خوره که دیپلم باشن و خیلی بالاترن و من فعلا این موردو نادیده گرفتم.

2. ایشون قبلا یه بار ازدواج کردن و طلاق گرفتند. دلیل جدائیشون رو یه بار خیانت همسر بیان کردن. یه بار عدم تفاهم. یه بار پرخاشگری و حساس بودن همسر و هر چی که بیشتر صحبت می کنیم همین طور به این دلایل داره افزوده میشه. بقول خودشون کلکسیون مشکلات بودن. البته قبول دارن که خودشونم بالاخره مقصر بودن.

به خاطر همین دنبال فردی می گردن ایده آل که موارد نفر قبلو نداشته باشه. در صورتی که منم مث بقیه آدما ایده آل نیستم و دنبال فرد ایده آل هم نمی گردم چون می دونم پیدا نمیشه. مطمئنا خیانتکار و پرخاشگر به هیچ وجه نیستم ولی مث خیلی از خانومای دیگه حساس هستم. ولی ایشون انتظار دارن من همیشه بگم و بخندم و اگرم حرفی زدن ناراحت و عصبانی نشم و اگه بشم میگه خیلی حساسی. با توجه به اینکه دلایل جدائیشون همینطور داره بیشتر و بیشتر میشه و می خوان که منم اونطوری نباشم. من باید چیکار کنم؟

3. در مورد نفر قبلی من ازشون یه شماره تماس، ایمیل یا آدرس خواستم که با اون خانوم صحبت کنم تا دلیل واقعی جدائیشونو بفهمم. ولی ایشون گفتن که هیچ نشونه ایی ازش ندارن و درست نیست من برم با اون خانوم حرف بزنم. منم گفتم که این رفتارش مشکوکه. از کجا معلوم که راست بگه!! بعدا که اصرار کردم گفتن شاید یه شماره ایی پیدا کنن.

اگه شماره ایی پیدا کردن چطور با اون خانوم حرف بزنم که بدور از احساسات منفی دلیل واقعی جدائیشونو بمن بگن؟

4. من احساس می کنم که ایشون یکم بدبین هستن، چون تمام مدت منو چک می کنه کجام، با کیم، چیکار می کنم، باید اسمس یا زنگشو بموقع جواب بدم و... البته شاید بخاطر ضربه ایه که قبلا خوردن که بقول خودشون مارگزیده شدن. آیا اینا نشونه بدبینیه؟

5. بخاطر شکست قبلی ایشون می خوان یه مهریه کم بگیرن. در صورتی که خانوادم واقعا می ترسن که نکنه اتفاق قبلی دوباره تکرار بشه. البته مهریه بالا به هیچ وجه مدنظرمون نیست یه مهریه متعارف. لازم به ذکره که تو خونوادشون طلاق زیاد هست. خودش، برادرش، دختر عموش و انگار یکی از دختر خاله هاش طلاق گرفتن. چیزی که خیلی می ترسوندم.

غیر از موارد بالا تو بقیه زمینه ها( اعتقادی، خانوادگی و ...) مشکلی باهم نداریم همدیگرو هم دوس داریم. به نظر می رسه پسر خوب، پخته و اهل زندگی باشه. فقط لطفا آقای کریمی بهم نگید که چون سنم داره میره بالا بله بگم. من از زندگی الانم راضیم . درسته زندگیم روح نداره ولی من یه زندگیه بی روحو به یه زندگی بدون آرامش واقعا ترجیح میدم.

ممنون از راهنمائیتون. لطفا این پستو تو سایت هم بذارید تا دوستان هم نظر بدن. یا علی.


ادامه مطلب


طبقه بندی: روش شناخت،  وجود طلاق در خانواده،  مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و پنجم دی 1389

سلام

توی خانواده مون طلاق هست و من میترسم که وقتی خواستگارم بفهمه پا پس بکشه  من باید چکار کنم؟

ادامه مطلب


طبقه بندی: وجود طلاق در خانواده، 
برچسب ها: توی خانواده مون طلاق هست،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات