مرتبه
تاریخ : سه شنبه هجدهم خرداد 1389

سوال :

سلام

من ۳۴ سالمه و ۵ سال پیش با پسری که ۴ سال کوچکتر از من هستند آشنا شدم. بسیار به هم علاقمند هستیم و در رابطه مان هیچ مشکلی نداریم. کاملا همدیگه رو درک میکنیم و هر دو در رابطه به احترام متقابل توام با عشق پایبندیم. در این مدت زمانهای بسیاری را با هم گذرانده ایم و دوست داشتن بی قید و شرط به هر دوی ما ثابت شده است.
خانواده من هیچگونه دخالتی ندارند. مشکل ما مخالفت خانواده ایشان می باشد(فقط کسی را می پسندند که خودشان انتخاب کنند) چندین مرتبه رابطه را کات کردیم اما باز هم نتوانستیم و از نو شروع شد. نزد مشاور هم رفتیم (که متاسفانه بر خلاف اینکه خیلی محتاط بودیم که اشتباهی رخ ندهد. مشاوره ای ناموفق نصیبمان شد(مشاور عزیز فرمودند بروید و همه چیز را بخدا بسپارید!!!!) بطور تصادفی با این سایت برخورد کردم و امیدوارم که نتیجه ای رضایت بخش از شما داشته باشم. با کمال سپاس از زحمات بیدریغ شما

جواب :

سلام

وقتی شما گفتید : "ما زمانهای بسیاری را با هم گذرانده ایم و دوست داشتن بی قید و شرط به هر دوی ما ثابت شده است" احساس کردم که شما مثل خیلیای دیگه فکر می کنید این مقدار اشنایی به همراه عشق برای ازدواج کافیه، در صورتی که این طور نیست و ازدواج صرفا با این نوع اشنایی همراه عشق خطرناکه؛ چون اولا: عشق قبل ازدواج خودش مانع شناخته و باعث می شه که ادم عیبای طرفش رو یا اصلا نبینه و یا اگرم دید توجیه کنه، برای همینه که می شه گفت عشق قبل ازدواج در حقیقت سنگ راه ازدواج پایداره

و ثانیا: حتی اگه عشق هم مانع نباشه شناختی که از این نوع اشنایی به دست میاد برای ازدواج کافی نیست؛ چون پایداری زندگی در گرو وجود تناسبهای لازمه فکری اعتقادی اخلاقی و رفتاری و خانوادگی است تا ازدواج موفقیت امیز باشه و بعدا پشیمونی به دنبال نداشته باشه ولی این نوع اشنایی ها معمولا نمی تونه وجود این تناسبها رو معلوم کنه  

اگه بگید که این چند سال آشنایی برای تشخیص تناسبهای طرفینی کافیه، عرض می کنم میون این نوع رابطه با زندگی زناشویی خیلی تفاوت هست؛ چون قبل ازدواج زمان حرفه اونم حرفای قشنگ اما بعد ازدواج زمان عمله ، قبل ازدواج زمان تئوری پردازیه اما بعد ازدواج زمان برخورد با واقعیتها است، پس بعد ازدواج شما با عمل همدیگه برخورد می کنید اونم در تمام جهات و خیلی موارد رو می بینید که حتی اگه یک عمر هم با هم به این شکل دوست بودید نمی دیدید، درست مثل دو نفر هم جنس که سالها با هم دوستند و رفت و امد دارن ، اما هیچ وقت مثل دو نفر که هم خونه می شن با اخلاق و رفتار و خصوصیات همدیگه اشنایی ندارن

پس می بینید شناختی که این نوع اشنایی به فرد می ده ، حتی اگه - به دلیل وجود عشق- اشتباه هم نباشه، لا اقل بسیار محدوده، پس اولین و مهم ترین کار اینه که مطمئن بشید به درد هم می خورید یا نه و بهترین راه برای رسیدن به این اطمینان اینه که فرد یا افراد با تجربه - فارغ از عشق- وجود تناسبهای طرفینی رو در شما بررسی کنند

در نتیجه مهم ترین کار شما در حال حاضر باید این باشه که با مشورت خانواده ها بررسی کنید که آیا برای هم مناسب هستید یا نه؟ پس دغدغه اون پسر در حال حاضر نباید این باشه که هر طور شده مخالفت خانواده اش رو از بین ببره و همچنین شما هم نباید به عدم دخالت خونواده تون راضی بشید، بلکه پسر باید سعی کنه از راه تعامل فکری و شنیدن حرفای اونا و استفاده از مشورتشون اقدام کنه و شما هم باید با صحبت با خانواده عدم دخالتشون رو با رضایت کامل قلبی همراه کنید، البته هم شما و هم اون باید بنا رو بر این بذارید که اگه حرف منطقی شنیدید فارغ از عشق قبول کنید

اگه این کار رو بکنید و اونا راضی بشن بهتر از اینه که مجبورشون کنید چون اگه راضی نشن و مجبورشون کنید احتمال اینکه بعدا پشیمون بشید هست  

اگه ایشون در صحبت با خانواده اش به توافق رسید که چه بهتر اما اگه اونا بر مخالفتشون پافشاری کردند ، موضوع رو به همراه دلیل مخالفت خونواده اش برای یه مشاور با تجربه مطرح کنه و از اون نظر بخواد و در صورتی که با تایید مشاور متوجه شد که اونا اشتباه می کنند و شما مناسب همدیگه هستید، برای جلب رضایت خونواده اش به مواردی که در مطلب پدرم به هیچ وجه راضی نمی شه نوشتم عمل کنه  

در پایان به دلیل اینکه ممکنه علت مخالفت خونواده پسر، بزرگتر بودن شما باشه عرض می کنم: به ایشون بگید برای اینکه بتونه جوابگوی خونواده اش باشه مطلب  ازدواج با دختر بزرگتر از خود رو بخونه

موفق باشید




طبقه بندی: عشق کافی نیست تناسب لازمه، 
برچسب ها: مخالفت خانواده با ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات