مشاور ازدواج و خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آذر 1393
سلام من متولد آذر 69هستم. 4سال پیش با یه دختر متولد فروردین77 اشناشدم. اما به خاطر آبرو  و...ازش جداشدم. چندوقت پیش دوباره یه ارتباطی ازش گرفتم. الان سوم دبیرستانه و من سال اول ارشد. دوستش دارم. عاقل تر شدم. خونوادمو فرستادم رفتن دیدنش. بهونه میارن میگن اون هنوز بچه است و تو کار و پول نداری...بهم گفته هرچی تو بگی قبول میکنم. خونوادشم خوبن. نظرشما چیه؟؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: میگن اون هنوز بچه است




طبقه بندی: کوچکتر بودن دختر،  مخالفت خانواده ها با ازدواج دختر و پسر عاشق،  بحث و گفتگو : سن ازدواج، 
برچسب ها: سن ازدواج، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آذر 1393
سلام    
یک مشورت میخواستم. خواهرم بعد از مرگ کودک خود دچار افسردگی شد و خودکشی کرد. حالا سوال من این هست که آیا باید این قضیه را برای خواستگارم که تقریبا به تفاهم رسیدیم بازگو کنم یا نه؟ و اگر لازم هست گفته بشه در جلسه چندم و به چه صورت مطرح بشه؟ ممنون میشم اگه راهنماییم کنید

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خواهرم خودکشی کرد





طبقه بندی: بحث و گفتگو : نقایص و عیوب،  افشای عیب خانواده برای خواستگار،  گفتن گناهان و عیوب به طرف، 
برچسب ها: سوالات خواستگاری، گفتگو در شب خواستگاری، گفتن عیوب به خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آذر 1393
سلام
من دختری 23 ساله هستم، کلا خواستگار زیاد دارم ولی همشون به یه دلیلی نمیشه خانوادم هم در سطح خوبی از نظر شان اجتماعی و... هستند.
الان خواستگاری دارم که 30 سالشه  کارشناسی برق و قدرت دارد و به لحاظ خانودگی و اخلاقی خیلی عالین ولی شغل ثابت ندارند مطمئنم اهل کار هستند و فعلا مشغول به کار هستند اما به دنبال کار ثابتند و کار دولتی و رسمی ندارند...
پدرم و برادرم مخالف این ازدواج اند اگرچه اذعان دارند پسر خوبیست و اخلاق و خانواده خوبی هم دارد اما میگویند چون کار ثابت و در شان خانواده ما ندارند جوابش میکنیم معتقدند اگر تا حالا کار پیدا نکرده از این به بعد هم نخواهد داشت
به نظر شما حق با خانوادمه یا نه؟؟؟؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خواستگارم کار رسمی ندارد





طبقه بندی: بحث و گفتگو : مسائل مالی ازدواج،  بحث و گفتگو : معیارهای انتخاب همسر، 
برچسب ها: معیارهای ازدواج، ازدواج و شغل، شغل داماد، شغل رسمی در ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آذر 1393
سلام. من حسرت هستم 25 ساله.تا الان چندتا پست گذاشتم. لطفا به دادم برسید. دارم بدبخت میشم.همون خواستگار سمجی که داشتم اومده با خانوادم صحبت کرده.پدرم گول ظاهرشو خورده که دکترا و شان اجتماعی داره و دیگه ول نمیکنه.مادرمم اولش بدش اومد اما الان اونم انگار میخواد منو شوهر بده که از دستم راحت بشه.من چکار کنم؟؟؟ من نمیخوام ازدواج کنم.پسره تا اخر صفر بهم فرصت داده گفته بعدش میام خونتون.من نمیخوام.پدرمم میدونم می خواد بزور حرف خودشو به کرسی بشونه.میگه الان دیگه وقت ازدواجته.اخه من اصلا از ازدواج بدم میاد(البته به مرور اینجوری شدم و دلیلش هم دیدن خیلی چیزا از خیلی ادمها و بخصوص خواستگارم بود)من تصمیم گرفتم برای پذیرش دکترا تو کشور دیگه اقدام کنم.خانوادم حرف خودشونو میزنن.خداکنه هیچوقت اخر ماه صفر نشه.بابا شاید اصلا یکی دوست نداشته باشه ازدواج کنه.دوستان لطفا یک راه حل نشونم بدید که از دست خواستگارم راحت بشم.تهدیدم میکنه اگر با کسی دیگه ازدواج کنی میکشمت.من هزار تا ارزو دارم .میخوام ادامه تحصیل بدم.پذیرش بگیرم.اصلا دوستش ندارم.شما بگید من چکار کنم؟؟؟
ای خداا
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: کاش هیچ وقت آخر ماه صفر نشه





طبقه بندی: علاقه نداشتن به خواستگار،  روش به هم زدن نامزدی،  بحث و گفتگو : انگیزه ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج، ازدواج اجباری، عدم علاقه به ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آذر 1393
هر وقت به کودک کاری واگذار می‌کنم، شانه خالی می‌کند  و با اعتراض‌های پی در پی، از انجام مسئولیت خود سرباز می‌زند. چگونه او را  به پذیرش مسئولیت عادت دهم؟
با تشکر

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مسئولیت پذیر نبودن فرزند





طبقه بندی: مشاوره خانواده، 
برچسب ها: تربیت فرزند، مسئولیت پذیری کودکان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آذر 1393
در خیابانی شلوغ، به سمت مرکز شهر در حال حرکت هستم، جلوتر از من خانمی جوان به همراه دختر بچه ای کوچک که ظاهرا دخترش می باشد جلب توجه می کنند، خانم جوان که سی ساله به نظر می رسد کاملا پوشش اسلامی دارد و حتی دستهای خود را با ساق پوشانده است اما دخترش که احتمالا بالای شش سالشه و بچه توپلی هم هست تقریبا نیمه عریان است، از دیدن این صحنه متاسف می شوم و به خود جرات می دهم که با مادرش صحبت کنم، کمی جلوتر می روم تا به وی برسم، ازش می پرسم: ببخشید خانم دختر شماست؟ ظاهرا کمی جا خورده است و خودش را مرتب کرده و می گوید: بله، چطور؟
برا مطالعه مقاله کلیک کنید



طبقه بندی: کاهلی در وظایف دینی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:538)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]