مشاور ازدواج و خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393
24 سالمه ارشد می خونم و فعلا بیکار، 5 سال با یه خانومی در ارتباطم یه سال ازم کوچکتره اوایل رابطه بهش علاقه داشتم ولی نمی دونم چرا هر چقدر میگذره کمتر میشه به شدت بهش وابستم، فکر نداشتنش منو به وحشت می ندازه ، نمیدونم چیکار کنم  از یه طرف پشیمونم که تا اینجا ادامه دادم ولی بینهایت باهاش خاطره دارم. اون یه آدم نرماله یه خوبی هایی داره یه بدی هایی  اصلا دوست ندارم از دستش بدم از یه طرف بدون عشق و با وابستگی صرف می ترسم تو زندگی مشترک برای هردومون گرون تموم شه لطفا راهنماییم کنین واقعا باید چیکار کنم جداً هر روز دارم عذاب می کشم خودش هم فهمیده ولی من به چیزای دیگه زندگی نسبت میدم مشکلمو. چطوری می تونم یه رابطه 5 ساله رو تموم کنم همه این فکرا برای خوشبختی هردومونه واقعا دوست دارم اونم خوشبخت بشه، نمی خوام با آیندش بازی کنم :( خواهش می کنم کمکم کنین با راهنمایی هاتون



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393
متاسفانه خانواده شوهرم فوق العاده کم فرهنگ هستند پدر و مادر شوهرم باغبون و خدمتکار بودن و با فرستادن بچه هاشون در سن کودکی برای کارگری و با کلی خساست پول جمع کردن و یکی دو تا خونه خریدن . من نسبت به سابقه خانوادگیشون اینقدر اگاه نبودم  با اینکه سه سال با پسرشون اشنا بودم. اما بعد ار اومدن به خواستکاری با خوانوادش اشنا شدم و طی 15 مهمانی برگزار شده از سمت خانوادش کاملا فرهنگ پایین،  عقده ها،حرص ، حسادت و خساستشونو درک کردم.  حالا  خیلی ناراحتم از اینکه چرا تو مدت اشناییمون پسرشون این مسائل رو واسه من اشکار نکرده بود. اون تا حدی نرمال خودش اهل خرج کردن و دست و دلیاز نشون داده بود و می گفت پول واسه خرج کردن و زندگیه  و نه واسه پس انداز برای بعد مردن. اما حالا که پای خانوادش وسط اومده اونا دارن بش اموزش میدن و ازش میخوان از برادرای متاهلش یاد بگیره و خرج کردن و مسافرت رفتن زنش رو مهار کنه. متاسفانه پسر هم کاملا افسار رو به دست خانوادش داده و کاملا به آدم جدید شده که کاملا واسه من ناشناسه. حس میکنم از وقتی خانوادش وارد ارتباط ما شدن کلا شخصیتش دگرگون شده و من با یه فرد جدید رویرو هستم . من از نظر اجتماعی و مالی و زیبایی موقعیت خوبی دارم و هنوز نامزدم. ادامه بدم یا خیر؟



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393

با سلام. من پسری 26 ساله هستم که مدرک لیسانس دارم و سربازی هم رفته ام. سال 90 دانشگاه شهر خودمان شروع به درس خواندن  برای کسب مدرک لیسانس کردم و همزمان یک شرکت کامپیوتری هم زدیم که بعد از سه سال جمعش کردیم اما اون شرکت باعث شد خیلی چیز ها یاد بگیرم و اصلا ازش ضرر نکردم و یک میلیون سرمایه ام شد سه میلیون تومن. الان هم قراردادی برای سرشماری کشاورزی پاییز در فرمانداری به عنوان کارشناس فناوری اطلاعات کار میکنم. کمربند مشکی تکواندو هم دارم و اهل دین و ایمان هستم.

3 برادر دارم که هر 3 آنها در شهرستان نیستن و رفتن تهران. دو تاشون ازدواج کردن و یکیشون تهران کار میکنه و نامزد داره. متاسفانه فقط من پیش پدرم موندم و مادرم هم پیش ما هستش. مادرم خوبه اما پدرم ی جور دیگس.

به شکل خلاصه واستون توضیح میدم که اون کسی هست که خیلی میترسه و اهل ریسک نیست. اگه من به حرف های پدرم گوش میدادم الان فرمانداری و تخصص شرکت و کمربند مشکی و خیلی چیزای دیگه رو نداشتم. چون ...

برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393
با سلام دختری 23 ساله هستم که در مقطع دکتری مشغول به تحصیلم دو سال پیش یکی از همکلاسیهایم که من نیز به او علاقه مند بودم و از یک خانواده سرشناس و ثروتمند بود از من خواستگاری کرد. مساله را با خانواده در میان گذاشتم مخالفت کردند چون عقیده داشتند 21 سالگی سن مناسبی برای هر دوی ما نیست و من یک خواهر بزگتر از خودم دارم که مجرد است .همکلاسیم را در جریان مخالفت خانواده گذاشتم و او تصمیم گرفت چند ماه آینده از طریق خانواده اش اقدام کند. جواب همچنان منفی شد.قبل ازینکه جواب منفی را بدهیم ،هنگامی که من به او اطمینان میدادم که تا بعد از فارغ التحصیلی نمیتوانم ازدواج کنم ، به من گفت که اگر جواب منفی باشد من تا سه چهارسال دیگر اقدام به ازدواج نمیکنم چون تو این مدت خیلی تحت فشار و استرس قرار گرفتم. و در این
مدت هم از تو میخوام که بخاطر من به خواستگارات نه نگی!چون اگه اتفاقی برام پیش بیاد من خودمو نمیبخشم که تورو مجبور کردم بخاطر من صبر کنی.!
بعد از جواب منفی همکلاسی من دیگر هیچ حرفی در این رابطه با من نزده ولی ...



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393
سلام پسر 21 ساله ای هستم که از 3سال پیش به یکی از دختران دانشگاه علاقه مند شدم
همان سالها موضوع را با مادر در میان گذاشتم که ایشان با شرایط بنده مخالفت کردند
الان بعد از 3 سال دوباره با ایشان مطرح کردم اینبار ایشان راضی شدند و با دختر صحبت کردندو بیان کردن که دختر فوق العاده ای است، اما از نظر خانوادگی اصلا بهم نمیخوریم
برای مثال روی فرهنگ بسیار تاکید کردند (خانواده دختر کرد هستند و اهل کردستان، بنده فارس و اهل همدان_ پدر بنده ازمسئولین رده بالای استان هستند و پدر دختر دامدار و باغدار ساده ای است)
اوایل هیچ رابطه ای با دختر نداشتم حتی از علاقه من هم بی خبر بود اما از سری اخر ک با مادرم صحبت کرد با هم رابطه داریم
هردو از نظر شرعی و با توجه به حرمت این رابطه اصلا به ادامه راضی نیستیم اما نمیتوانم دل بکنیم
حاضرم برای رضایت مادر همه چیز را نادیده بگیرم اما مهر دختر هرگز از دلم نمیرود_همینطور که 3سال عاشق وی ماندم
نمیدانم برای راضی کردن مادر چه کنم



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393

با سلام.

هشت ماه پیش عقد کردم.خانواده همسرم خانواده متدین و خوش برخوردی هستند.والدین همسرم بسیار انسانهای خوبی هستند و من دوسشون دارم. قبل از من یک عروس دیگه وارد این خانواده شده بود و جاریم از جایگاه خاصی تو این خانواده برخوردار بود.ناگفته نمونه که به لحاظ سنی ایشون از من کوچکتر هستند.چون برادر شوهرم زودتر از برادر بزرگترش که همسر منه ازدواج کرد.الان هم چهار ماه هست که ازدواج کردیم و زندگی مشترکمون رو آغاز کردیم. به لحاظ سطح مالی و تحصیلی بنده از جاریم سرترم.(ایشون دیپلم دارن و من ارشد)اما این باعث نشده خودمو بگیرم.همیشه برای آغاز ارتباط پیش دستی کردم.روز خواستگاری لفظ ایشون اصلا مناسب نبود. در روز بله برون و عقد و جهاز و سایر مراسم هم بنده از انواع متلک هایی که نسیب من و خانوادم میکردن بی نصیب نمیموندم.این در حالیه که ...

برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:500)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]