مشاور ازدواج و خانواده
مشاوره آنلاین،روزهای زوج ساعت 18 بقیه ایام ساعت ده صبح .
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه هشتم خرداد 1394
با سلام،دختری 26 ساله هستم،دانشجوی ترم آخر ارشد،ترم اول ارشد که بودم پسر عمه م بهم اس داد که چند ساله بهم علاقه منده،من اولش شوکه شدم چون اصا انتظارشو نداشتم ولی بهش گفتم که باید فکر کنم که بعد کلی فکر کردن به دلایلی بهش جواب رد دادم،خیلی اصرار کرد که بیشتر فکر کنم ولی متاسفانه قبول نکردم.خیلی از این اخلاق خودم بدم میاد وقتی تصمیم به کاری میگیرم چشمامو میبندم و فقط حرف خودمو میزنم ولی وقتی چشمامو باز میکنم میبینم کارم اشتباه بوده و کار از کار گذشته.خلاصه بعد چند ماه خیلی ناراحت بودم،دیدم که نمیتونم از فکر و خیالش در بیام.یعنی ثانیه ای نتونستم از  فکر و خیالش در بیام صبح و شب نداشتم. خواب و خوراکم شده بود فکر و خیال که چرا اینقد زود تصمیم گرفتم .در حقیقیت منم به اون علاقه داشتم ولی پیش خودم فکر کردم که باید پا رو احساسم بذارم و عاقلانه ترین تصمیم و بگیرم.آخه تو یه سری از مسائل با هم تفاهم داشتیم که اون اول بهم گفت که با کمک من میتونه همه اون اختلافا رو درست کنه و اون جور که من میخوام خودشو تغییر بده ولی من نتونستم به این قولا اعتماد کنم.متاسفانه جامعه مون اینقد بد شده که اعتماد کردن خیلی سخت شده.خلاصه بعد چند ماه یه اس بهش دادم که مثلا به دوستم اس دادم  ولی اشتباهی برای اون فرستادم که سر بحث و باز کنم و بهش بگم بهش فرصت میدم و بیشتر با هم صحبت کنیم که شاید به نتیجه خوبی برسیم اما متاسفانه با وجود همه زیرکی که به کار بردم آخر سر بهم فهموند که میدونه عمدا اس ام اس و اشتباهی فرستادم و بهم گفت که همه اون قولایی که بهم داده رو به خاطر باد داشتن سرش بهم داده و به هیچ کدومشون نمیتونه عمل کنه و ازم خواست اونو همون طور که هست بپذیرم. من مطمئنم که هنوزم منو دوس داره ولی نمیتونم بفهمم که دلیل این کارش چی بود.خلاصه من بعد حدود 2 ساله که از این ماجرا میگذره تا مرز دیوونگی پیش رفتم چند بار کارم به بیمارسان کشیده،مرتب به دلیلای مختلف میرم دکتر که همشون میگن مشکلت عصبیه.هر کار میکنم نمیتونم بهش فکر نکنم از یه طرف ناراحتم که چرا زد زیر همه چی،آخه اصا همچین آدمی نیست از یه طرفم اصلا نمیتونم به خواستگارای دیگم فکر کنم هم به خاطر اینکه نمیتونم دوس داشتنمو نادیده بگیرم هم به خاطر اینکه میترسم اینا هم بعد یه مدت بزنن زیر همه چیز.تو رو خدا راهنماییم کنین.خودم همه روشی به کار بردم حتی به ائمه متوسل شدم کلی دعا میخونم،کلی کار کردم که حال و هوام عوض بشه ولی هر چی بیشتر سعی میکنم بیشتر افسرده میشم.تو رو خدا راهنماییم کنین
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: گفت باد داشتم، بادم خوابید!!



برچسب ها: آیا میشه روی قول های خواستگاری حساب کرد، میشه به امید تغییر با کسی ازدواج کرد، عقب نشینی پسر و منت کشی دختر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه هفتم خرداد 1394
سلام 
دختری هستم ٢٠ساله مدت ٧ ماه توی دنیای مجازی با پسری آشنا شدم  ٢٢  ساله و با توجه اینكه هر دومون تو یك كشور نیستیم و نمیتونیم از نزدیك ببینیم هم دیگر توی این ٧ ماه با هم خیلی حرف زدیم چه تصویری و چه صدا ولی كاملا در چارچوب شرع به طوری كه من كمی از خانواده شون و دوستاش اطلاعاتی دارم و همچنین درباره ی خانواده ی من هم میدونن بعد از اینكه آشنا شدیم به من ابراز علاقه كردن و گفتن به فكر ازدواج هستن با من 
فقط به خاطر نامشخص بودن وضعیت زندگی و همچنین نمیتونن به خانواده بگن كه با دختری اونم توی فضای مجازی آشنا شدن  به خانواده چیزی نگفتن و یكم زمان میبره تا گفتنش
میخواستم بدونم آیا واقعا قصد فریب منو دارن و میخوان همینطور یه دوستیه اینترنتی داشته باشه 
با توجه به طولانی شدن دوران دوستی میخواستم شما چی پیشنهاد میكنید برای انجام دادن.   تشكر
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: آیا قصدش فریب است؟



برچسب ها: راه مقابله با طولانی شدن دوستی، بردن دوستی به سمت ازدواج، ازدواج با دوست پسر خارجی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه ششم خرداد 1394
سلام خدمت شما،من سال آخر دبیرستانم در واقع من نیاز شدیدی چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ جنسی به از دواج دارم،برای همین موضوع با خانواده ام صحبت كردم و قرار شد با ورود به دانشگاه برای من به خواستگاری بروند حال من از شما چند سوال از شما دارم
1-آیا این كار من در این وقت صحیح است؟
2-خانواده به من فردی را پیشنهاد داده ان كه دختری است كه با ملاك های من تناسب دارد اما مشكل اینجاست كه من از آن می ترسم كه ایشان به پختگی عاطفی نرسیده باشند،چون وقتی كه من به دانشگاه میرم سوم دبیرستان هستن
3-اگر فرضا به توافق رسیدیم چجوری تو دانشگاه دلم یه جایه دیگه گیر نكنه
4-من كه خدمت سربازی نرفتم باید چیكاركنم؟
5-اگه برم یه دانشگاه تو یه شهر دیگه مشكلی برای طرف من پیش نمیاد؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: شاید هنوز به پختگی نرسیده باشد



برچسب ها: ازدواج در سن دبیرستان، ازدواج با ورد به دانشگاه، ازدواج دانشچویی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه پنجم خرداد 1394
سلام من هشت ساله متاهلم . همسرم از لحاظ اخلاقی مشکل دارد . مدام در حال دعواست (قابل توجهه که لیسانسه هم هستند) تو خیابان خدا نکنه یکی بوق بزنه بهش تا پیاده نشه و کتک کاری و فحش نده ول نمیکنه تو خونه باید همیشه دست به عصا راه برم چیزی نگم که خشمگین بشه والا شروع می کنه به فحش دادن و... در ضمن همیشه اخم داره خیلی باهاش حرف زدم که اخم نکنه باورتان نمیشه که حتی یه چایی واسه خودش نمیریزه همش باید من این کار را بکنم براش همیشه اخم داره فحش زیاد میده پرخاشگره... حتی با فرزند کوچکم هم پرخاشگری می کنه مثلا اگر بچه به گوشیش دست بزند.نمیتونم زندگیمو کنترل کنم . این یکطرف قضیه است از بس بداخلاقه و آداب معاشرت بلد نیست روم نمیشه به دیگران معرفیش کنم بگم شوهرمه . بارها براش نامه نوشتم کتاب خریدم که بخونه ولی حتی حاضر نیست که یه کم مطالعه کنه درباره زندگی چیز یاد بگیره . هر وقت میام درباره موضوعی صحبت کنم میگه هیچی نگو حوصله ندارم . بخدا تو خونه عین پادشاه امر میکنه و من و پسرم اطاعت. درکش خیلی پایینه بهش درباره تربیت فرزند هشدار میدم بی توجهه همش میخوام طلاق بگیرم از اینده پسرم می ترسم که طلاق بگیرم ... میترسم بچه م هم به پدرش بره. در ضمن من با خانواده همسرم توی یک خونه زندگی میکنم یکی از دلایلی که نتونستم شوهرمو اصلاح کنم بخاطر طرفداری غیر منطقی مادر شوهرم از کارای پسرشه . ما با همه همسایه ها بد شدیم چون شوهرم با همه مردای همسایه دعوا کرده . خیلی هم بی فرهنگ است نه اداب معاشرت بلده نه لباس پوشیدن... تازه یه چیز دیگه اصلا نمیذاره با کسی رفت و آمد کنم به جز مادر پدرو خواهر اونم در حدی که بای خونه مادرم اونا را ببینم... بگید چکار کنم از دست این موجود
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: روش اصلاح شوهر بد اخلاق



برچسب ها: شوهری که دست بزن دارد، مردی که با یک بوق دعوا راه می انداز، شوهر عصبی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه دوم خرداد 1394
سلام من 25 سالمه.یک دختر طلبه خواهرم به من معرفی کرده وملاک هاشو گفته.در بیشتر افکار با هم برابریم ولی چندتا نکته است :
1-من قبلا شکست عشقی خوردم و با گذشت 4سال هنوز بیادش درد میکشم. میترسم بعد ازدواجم ذهنو روحم بیشتر با گذشته درگیرشه.
2-من از نظر مذهبی البته از نظر عمل ضعیفم ولی هدفم از ازدواج تغییر ورفتن بسوس خداست ولی با این حال فکر میکنم میبینم خیلی سخته دودل میشم.
3-دختره با گرفتن جشن عروسی مخالفه و میگه نمیخوام باعث گناه دیگران شم ولی خانواده من مخالفن فقط با همین بحث.
4-من میترسم بعد ازدواج از نظر جنسی یا چیزاییی که من میخوام:خوش حرفی وگرم مزاج و...نباشه .میخوام بدونم مسشه کاریش کرد یا نرم خواستگارش؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم خوش صحبت نباشد!



برچسب ها: ازدواج با دختر طلبه، چطوری میشه یه طلبه رو شناخت، چطوری میشه فهمید یه دختر طلبه برای ازدواج مناسبه یا نه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه یکم خرداد 1394
 من دختری 30ساله ام که تقریبا 4 ساله با پسری که 5 سال ازم کوچکتره در ارتباطم.من در شمال کشور و ایشون در جنوب زندگی میکنند.البته خانواده هامون در جریان این ارتباط هستند هرچند من زیاد در مورد ایشون باخاوادم صحبت نمیکنم اما خاواه ایشون در جریان ریز اتباط ما هستند و من حتی با اعضای خانوادشون (مامان.برادر.دایی و....)گاهی زنگ میزنم و احوال پرسی میکنم.به طور کلی تمام اقوام نزدیک ایشون میدونند که این آقا قراره بامن ازدواج کنه.  من از ابتدا شرایط ایشون رو پذیرفتم و از لحاظ تفاوت سن و تحصیلات مشکلی ت حالا نداشتیم حتی یک مورد.از اول قرار شد که این آقا خیلی زود با خانواده برای خواستگاری اقدام کنند اما با گذشت چندسال این اتفاق نیوفتاده علت هم اینه که این آقا کار ثابتی ندارند هرچند ماه نمیدونم به چ دلیلی کارشونو عوض میکنند و همون پولی رو هم که کارمینند خرج خانوادشون میکنند و پدرشون گفته تا کار ثابتی نداشته باشی من برات زن نمیگیرم.حالا مشکل از جایی شروع شد که این آقا میخواد برای ککار به شهرما بیاد .من میدونم که این آدم توی این شهر دووم نمیاره و چون پسر ارشد هم هست خانوادش شدیدا بهش وابسته اند.اما مامانش میگه اگه بیاد اونجا خیالم رراحته بعلاوه مجبوره کار کنه پولاشو پس انداز کن تا بتونید ازدواج کنید!!!!!!
حالا ایناش به کنار خودش گفته در صورتی میام که یک خونه بگیریم و تو بیای بامن زندگی کنی(ازدواج موقت)!!!!!!من قبول نکردم چون قبل از آشنایی بامن دوست دختر فراوون!!!!!داشته و الان به قول خودش آدم شده.از طرفی میگه شاید شرایط ازدواجمون هیچوقت جور نشه فکر اینجاشم بکن و این یعنی کشششک!
نمیدونم باید چکارکنم چون از طرفی این مدت خواستگارمناسبی نداشتم و میترسم ایشونو از دست بدم ازطرفی داشته باشم هم تاتکلیفم معلوم نشه ازدواج نمیکنم.بهم میگه تو فقط منو واسه ازدواج میخوای و اگه واقعادوسم داری اینکارو میکنی منم گگفتم من قربانی هوسبازیات نمیشم.الان 10 روزه قهریم/هم لجبازه هم خودخواه هم مغرور.اخلاقشم که زیر صفر!!!!(نمیدونم عاشق چی این آدم شدم!)
آیا کنارش بمونم و کاراشو تایید کنم؟واقعا نمیدونم اگه به خواستش تن بدو بامن ازدواج میکنه یانه؟البته ذاتش پاکه و آدم نامردی نیست اما میترسم ازین زمونه. واین که دیگه ممثه قبل از آینده حرف نمیزنه.میخواد از همه چیزم بگذرو اما خودش هیچ اقدامی نکنه.لطفا راهنماییم کنید.ممنون
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: انتظاری که پایان نخواهد داشت



برچسب ها: ازدواج دختر 30 ساله با پسر 25 ساله، تاقچه بالا گذاشتن پسر برای دختران سن بالا، گول خودن دختران سن بالا، مخ زنی دختران سن بالا،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:585)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]