مشاور ازدواج و خانواده
سخنرانی مشاوران سایت در زمینه ازدواج و خانواده پنج شنبه ها ساعت نه شب.
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سیزدهم اسفند 1393

سلام و عرض ادب
پسرم و 22ساله.به همکلاسیم در طول چندترم و پس از شناخت کافی به تدریج علاقه مند شدم. توهمی نیستم اما رفتارشون نشون میده که ایشون هم همین حس رو به من دارند هر روز تو دانشگاه میبینمش ولی هیچ وقت ابراز علاقه نکردم چون نمیخواهم رابطه ای که آخرش معلوم نیست شروع شود من از نظر مالی سرمایه زیادی ندارم کار هم ندارم! سربازی هم نرفتم!پس چرا باید کسی را از نظر عاطفی به خودم وابسته کنم؟مشکل من اینجاست که میخواهم فراموشش کنم اما هر روز باهاش چشم تو چشمم هرچقدر سعی کردم فایده نداشت با این توقعاتی که از یک جوان دارند عملا ازدواج برای من غیر ممکن است یقینا در کارشناسی ارشد یکی از بهترین دانشگاها قبول میشوم اما دیگر انگیزه و توان درس خواندن ندارم و تصمیم دارم به سربازی بروم من شاگرد ممتاز و سختکوشی هستم و رشته تحصیلیم حقوق است.سخت است که هر روز میبینمش و سکوت میکنم...در بین دوستان و اشنایان میگویند چرا زن نمیگیری و خانواده ام میگویند کی به یک جوان بی کار و بی پول زن میدهد! دیگر آبرویی برایم نمانده و حسابی تحقیر شدم و خودم را سرزنش میکنم.چند بار خواستم کار کنم اما پدرم مانع میشود و میگوید این کارها در شان خانواده ما نیست!اما من هم دارایی هایی دارم از جمله عشق اهل بیت(ع)و رعایت واجبات شرعی نماز و...

گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟ دیدم این پاسخ از آن پرسش سوالی تر شده!

فی النهایه از بذل عنایت و توجه شما کمال تشکر و سپاس را دارم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید




برچسب ها: ازدواج با دست خالی، ازدواج دانشجویی، ازدواج قبل از سربازی، عشق به همکلاسی، فراموش کردن همکلاسی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سیزدهم اسفند 1393
سلام یه جوون 20 ساله هستم.همیشه سرم تو لاک خودم بوده و سرگرم درس و دانشگاه بودم و کارای فرهنگی که انجام میدادم.حدود 4 ماه پیش یه دختر که از دور میشناختمش شمارمو گیر آورده بود و مرتب پیام میداد و ابراز علاقه می کرد من ابتدا بهش بی اعتنایی می کردم و از خودم دورش می کردم اما گاهی اوقات هم وسوسه شیطان باعث می شد یکم باهاش گرم بگیرم و باهاش اسم ام اس بده و باز دوباره پشیمون بشم و رابطه رو قطع کنم.تاحالا چندین بار این کارو انجام دادم اما باز هردفعه اون دختر اس میده و منو دوباره وسوسه می کنه و هرچی ازش میخوام که رهام کنه و از زندنگیم بره بیرون گوش نمیده و خودم هم اگه اس ام اس ندم اون میده و نمیدونم باهاش چیکار کنم.آرامش قبلیه زندگیمو از دست دادم.
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ارامشم را از دست دادم



برچسب ها: فرار از دست دخترها، رابطه از طرف دختر، دخترهایی که دنبال دوست پسرن، دختر سبک، دختر ...،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه دوازدهم اسفند 1393
با سلام و خسته نباشید دختری هستم 22ساله یکی از دوستانم برای برادرش از من خواستگاری کرده ولی برادرش با وجود اینکه هم نماز میخونه و هم هر سال میره کربلا تو جلسه ای که باهم صحبت کردیم گفت مشروب میخوره جلسه ی اولی که باهم صحبت کردیم به نظرم پسره خوبی اومد من اخلاقاشو میپسندیم فقط با مشروب خوردنش اونم چون از نظر اسلام حرامه مشکل دارم واسه همینم تصمیم دارم جلسه بعدی که قراره صحبت کنیم ازش بخوام بنا به دلایلی که براش میارم مشروب خوردنشو بذار کنار اگه قبول کرد به نظرتون درسته باهم ازدواج کنیم??? ترخدا راهنماییم کنین این مسئله خیلی ذهنمو مشغول کرده میخوام زودتر تصمیمو بگیرم،ممنونم.
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: هم نماز می خونه هم مشروب می خوره!!



برچسب ها: ازدواج با مشروب خور، نماز خوان و مشروب خور، کربلا رفته و مشروب خور،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه دوازدهم اسفند 1393

سلام

همین ابتدا از دوستانی که قصد نصیحت یا برخورد تند و ... دارن خواهش میکنم نظر ندن من فقط جواب خودمو میخوام و خواهشا بحث به حاشیه و جوابای خارج از سوال اصلی کشیده نشه.

سال پیش با دختری اشنا شدم که 3سال از من بزرگتر بود الان 28ساله س. ما چندماهی با هم فقط ارتباطات محدود برای شناخت داشتیم تا اینکه وابستگی به وجود اومد و الن یک سال گذشته. در مورد اینکه این دخترخانوم هم بسیار موقر و خوش اخلاق و مهربون و معتقد و ... هستن هم شکی نیست. که دلیل ایجاد وابستگی و فکر کردن به ازدواج هم همین بود. همین وابستگی باعث شد ما مینشستیم در مورد اینده و برنامه هامونو ازدواجمون کلی حرف میزدیم و واقعا به جایی رسیدیم که همدیگه رو همسر هم میدونستیم. من خواستم چندین بار با مادرم در این مورد حررف بزنم تا مطمئن شم به خاطر تک پسر بودن من با اختلاف سنی 3ساله مخالفت نمیکنن ولی ...

برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: از خانم مورد علاقه م جدا شم؟




برچسب ها: ازدواج با دختر بزرگتر، سه سال از من بزرگتره، دختر بزرگتر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه یازدهم اسفند 1393
در ادامه مطلب قبلی باید بگویم آقایی که پیشنهاد ازدواج به من داده  بودند از قبل یه مشاوری را میشناختند به خاطر مشکلی پیش مشاور میروند برای درمان.حالا برای تست قبل از ازدواج ما رفتیم پیش همون مشاور از من سوالاتی را در تنهایی پرسیدند.و گفتند چون فرصت ندارند هفته آینده برای تست باید بروم و نتیجه قطعی رو هفته دیگه اعلام میکنند.اما بعد از من اون آقا رو صدا کردند تو اتاق و من رفتم بیرون و این خانم مشاور به این آقا گفتند من احساس خوبی ندارم و خیلی اختلاف میبینم.و بعد منو صدا کردند و جلوی هر دو ما گفت من با کسی تعارف ندارم و نظرمو هفته دیگه خیلی رک و پوست کنده اعلام میکنم.زوجهایی که گوش نمیکنند بعدا دچار مشکل میشوند وو یه جورایی انگار داره گربه رو دمه حجله میکشه.من وقتی فهمیدم یه مشاور از روی احساسش حرف میزنه و پشت سر من به اون آقا گفته" من احساس خوبی ندارم و خیلی اختلاف میبینم" خیلی ناراحت شدم.اصلا دوست ندارم برای تست برم پیش ایشون چون اصلا نگاهشو دوست نداشتم.و اینکه اینقدر سریع قضاوت کرد.ولی از طرفی نمیخوام بگم نمیام که اینطور برداشت بشه که ترسیدم و... میخوام برای تست برم ولی منتظر نشینم تا جواب بده این خانم و بگم من مشاوری که از روی احساس بخواد صحبت کنه رو قبول ندارم آیا کار و تصیم درستیه؟؟؟ خواهش میکنم قبل از اینکه برم راهنماییم کنید بینهایت سپاسگزارم
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: تردید بیش از حد طرف مقابلم (2)



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه یازدهم اسفند 1393

سلام

من اواخر 28سالگیم و خانمی که به خواستگاریش رفتم 21 سالشه با توجه به تست شخصیتی که مشاور ازمون گرفت من درونگرای مفرط و ایشون برونگرای مفرط هستن اولا اینکه چقد مشکلزا هست این مسئله و اصلا هست و موردی دیدین که موفق باشن؟ دوما به مرور زمان این درونگرایی و برونگرایی کم میشه و به هم نزدیک میشه؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: من درو نگرای مفرط و وی برون گرای کامل




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:572)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]