مشاور ازدواج و خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه دوم مرداد 1395
سلام من دارم دیونه میشم واقعا  جدید تمام خواستگارام از خودم کوچیکترن  26 سالمه حالا با اینکه از لحاظ جثه دختر ریزه میزه ای نیستم نمدونم چرا پسرایی که به خواستگاریم میان از خودم کوچیکترن واقعا اعصابم خورده اخه من اونقدرها هم بیبی فیس نیستم خلاصه یکی از این خواستگارام فامیلمون هستن این اقا در حال حاضر کار نداره وضعیت خونوادشم عادی از منم سه سال کوچیکتر هست تحصیلاتم نداره که بخوره تحصیلات و همه چیز تو سر من ،حالا خواهرم گیر داده میگه باید زن همین اقا بشی، این خوبه ،این فلانه ، دخترباز نیست ، اهل زندگی هست ....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خواستگار کوچکتر و اصرارهای خواهر



برچسب ها: خواستگار کوچکتر است، بزرگتر بودن دختر، کوچک بودن دختر، فاصله سنی در ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه یکم مرداد 1395
سلام دختری هستم29ساله از یک خانواده تحصیلکرده و معتقد...حدود3ماه است با آقاپسری جهت ازدواج در حال آشنایی هستیم ...ایشان با خونواده به خواستگاری بنده آمدند ودر جلسه خواستگاری قرارگذاشتیم که بیشتر به شناخت برسیم وخونواده ها هم قبول کردند...درحال حاضر سه ماه است که از آشنایی ما میگذرد ایشان از لحاظ اعتقادی واخلاقی و خونوادگی انسان موجهه ای هستن...از لحاظ شغلی هم درحال فراهم کردن یه شغل مناسب هستند...تواین مدت آشنایی ایشان به بنده علاقمند شدند وابراز علاقه هم زیاد میکنن...این را هم بگویم که با جلسه خواستگاری5مرتبه همدیگر را ملاقات کردیم و از طریق چت و تماس هم باهم درارتباط هستیم...موضوعی که ذهن من را مشغول کرده اینست که در این مدت آشنایی از لحاظ شخصیتی زیاد جذب ایشان نشدم..مثلا ازنوع خندیدن ونوع صحبت کردن ایشان....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: شخصیتش باب میلم نیست



برچسب ها: شخصیت فرد، شخصیت خواستگار، مشکل با شخصیت فرد،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه سی و یکم تیر 1395
سلام من یه دختر متولد سال 77  سومم میرم پیش امسال  من پارسال که دوم بودم ماه اسفند اشنا شدم با یه شخص که 24 سالشه هرچندمن گفتم پیام ندیم اینا ایشون میدن میگن من نگران میشم کجای اینا ازاون موقعه ارتباط داریم دوروزی یه بارحرف میزنیم تا سه ماه پیگیری ازدواج بامنه به خانوادشون گفتن  خواهرشونم اومدن اخر امتحانا منوداخل مدرسه دیدن الانم مشکل دارند حل شه گفتن مرداد میاد خواستگاری و میگه خانوادشم ازارتباط مانمیدنندکه گاهی پیام زنگ میدیم چون من تک دخترم بایه برادکوچکترازخودم مامانم بهش گفتم ببینم نظرش چیه میگه نه خوب نیست اشنایی اینجوری بعدم ازدواج .... ایشونم مامانسون معتاده یکم شغلش ازاده تحصیلاتم تادیپلم داره هنوز خواستگاری نیومده ولی ب من گفته برو ببین مامانت نظرش چیه اینا منظورم اینه ببینم مامانم اینه چی میگن مامانم گفت نه اشنایی قبلش اینا خوب نیست....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم تصمیم احساسی بگیرم



برچسب ها: تصمیم احساسی، تصمیم از روی احساس، گرفتن تصمیم برای ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و نهم تیر 1395
سلام بنده مجرد هستم 24 سالمه و نابارور هستم که این ناباروری خدادادی است.بنده به ازدواج را به چشم یک تغییر و تحول در زندگی میبینم فکر میکنم .و متأهلان بهم میگن ازدواج هیچی توش نیست و فقط بشور بپز است و استقلال نداری.حالا واقعا طرز فکر ام در مورد ازدواج اشتباه است؟ بنده 4 ساله مادرم برحمت خدا رفته و پدرم زن دوم گرفته رابطه ام با نا مادری خوب است.2 برادر و یک خواهر دارم که متاهل هستند و داری فرزند میباشند.و خودم فرزند آخر خانواده هستم.متاهل ها بهم میگن ما بودیم ازدواج نمی کردیم و مجرد میماندیم.
برای دیدن نظرات و شرکن در بحث اینجا کلیک کنید: دیگران می گویند ازدواج نکن!



برچسب ها: ازدواج، اهمیت ازدواج، مخالفت با ازدواج، مخالف ازدواج کردن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم تیر 1395
با سلام دختری 25 ساله هستم،دانشجوی ارشد،مانتوییم ولی حجابمو رعایت میکنم و نمازو روزه ام رو میخونم و میگیرم، از لحاظ اعتقادی ایام محرم مسجدمو میرم و عزاداریامو میکنم و...جدیدا برای ازدواج یه کیسی برام پیش اومده که موقعیت خوبی دارن،لیسانس هستن، شغلشون مناسبه،مهندس شرکت هستن، متولد67،از لحاظ فرهنگ خانوادگی مناسب اند،بسیاری از معیارهای بنده رو دارن،فوق العاده صادقن،تنها مشکل بنده با ایشون از لحاظ اعتقادیه،ایشون هم خدارو قبول دارن،ارادت خاصی به حضرت فاطمه دارن،مشکلی با اعتقادات بنده ندارن،حتی من دوست دارم اربعین پیاده برم کربلا ایشون هم تمایل نشون دادن،روزه مشکل دارن نمیتونن بگیرن اما نماز رو صادقانه بهم گفتن تا حالا تنبلی کردن و به انگیزه نیاز دارن،قول دادن بخونن و گفتن دوست دارن که نماز بخونن،البته فعلا این قولو دادن، مادر و خواهر ایشون اهل نماز و روزه هستن.....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: سر مسایل اعتقادی به مشکل برخوردیم



برچسب ها: اهمیت اعتقادات، ارزش دادن به اعتقادات، اعتقادات در زندگی مشترک، اختلاف در اعتقادات،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
(تعداد کل صفحات:840)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]