بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه سی ام فروردین 1393


پیامبر اکرم می فرماید:

دخترم فاطمه (س)، او سرور بانوان دو جهان از اوّلین و آخرین است، او پاره ‏ى تن من، و نور چشم من، و میوه‏ ى دل من و روح من است كه در وجود من مى‏باشد، او حوراء انسیّه است، چون در محراب عبادت خود در پیشگاه خدا به عبادت پردازد، نور او، براى فرشتگان آسمان میدرخشد، چنانكه نور ستارگان براى اهل زمین میدرخشد، خداوند به فرشتگانش میفرماید:

«اى فرشتگان من، كنیز مرا كه سرور كنیزان من است، بنگرید كه در پیشگاه من براى عبادت ایستاده، مشاهده كنید كه چگونه از خوف من، اندامش میلرزد و با همه ‏ى قلبش به عبادت من رو آورده است، شما را گواه مى‏گیرم كه من: شیعیان او را از آتش، ایمن ساختم. (یا گواهى مى‏دهم نزد شما، كه شیعیان او را از آتش دوزخ ایمن ساختم)

میلاد بانوی دو عالم بر همه مسلمانان به خصوص خانمهای محترم مبارک باد




طبقه بندی: بحث و گفتگو : سایر موارد، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: مهدیار
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393

من الان 26سالمه و کم کم داره 27سالم میشه....تو زندگیم همیشه اشتباه کردم بد شانسی آوردم...حدود3سال پیش با یه

پسرآشناشدم که اونموقع واقعا منو دوست داشت ومن3سال از اون بزرگتربودم اما اون زمان اون شرایط ازدواج رو نداشت سربازی معاف میشد اما دنبال کارهاش نمیرفت...شغل درست و حسابی هم نداشت...خانوادش درجریان رابطه ما اختلاف سنمون و همه شرایط بودن...از علاقه اون به من خبر داشتن...با من درتماس بودن...میدیدمشون...تلفنی همه جوره .....به من میگفتن به پسرشون بگم اینکارو انجام بده بره دنبال سربازیش بره سرکار...من احمق هم فکر میکردم به خاطر 2تامونه بهش میگفتم...اونم چون منو دوست داشت به حرفم بود.....مامانش بهم زنگ میزد میگفت بگوبره سرکار پول جمع کنه برا آیندتون منه بیشعورهم اونو نصیحت میکردم...تو این مدت 2تا خواستگارخوب دیگه هم داشتم چون اونو دوست داشتم جواب رد دادم...بماند که چقدر با خانوادم مشکل و بحث داشتم سر این آقاا......گذشت تا عید پارسال که بهش گفتم دیگه با خانوادت صحبت کن بیان خواستگاری....تا باهاشون صحبت کرده بود خواهرش تلفن زد بهم دعوا ودادوفریاد که چرا اینحرفو زدی و چه فکری کردی.؟؟؟گفتم خوب بعد از این مدت میخوام تکلیفم معلوم بشه......قطع کرد و بهم گفت به داداشم نگی من بهت تلفن زدم که میاد خونه دادو فریاد....گذشت و منم قضیه رو گفتم اما نه کامل که سرم داد زده بود...........

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : سرگذشتهای عبرت آمیز، 
برچسب ها: اعتماد بیشر از حد دختران به پسران، تاوان اعتماد به غریبه، چیکار کنم با این همه تنهایی، خیلی تنهام چیکار کنم، راه های برطرف کردن تنهایی، چیکار کنم که بتونم ازدواج کنم، راه های برطرف کردن موانع ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه سی ام فروردین 1393

به نام خدا

دختری هستم 29 ساله ده ماه هست كه عقد كردم .

اوائل همسرم را دوست نداشتم ولی به تازگی كم كم به او علاقه مند می شوم.

قبل از ازدواج با یه پسری كه دوسال بزرگتر از خودم بود دوست بودم و متاسفانه رابطه هم  داشتم.

به او پیشنهاد ازدواج دادم اما هر بار طفره رفت و بهونه اورد تا مجبور شدم با شخص دیگری ازدواج كنم.

یه مدت هست دائم به من پیام می دهد و زنگ میزند میترسم برای زندگی من مشكلی پیش بیاد یا نسبت به همسرم دلسرد بشم

لطفا كمكم كنید.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
برچسب ها: مشاوره زناشویی، مشاوره ازدواج، خیانت به همسر، دوست پسر قبلیم هنوز ولم نمیکنه، راه های قطع رابطه با دوست پسر، راه های درست کردن پل های پشت سر، تاثیر رابطه قبل از ازدواج به زندگی زناشویی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه سی ام فروردین 1393

یكی از دوستام یه بچه 5 ساله داره شوهرش كه با هم 2 سال دوست بودن الان یه یه سالیه بهونه های الكی میگیره ... تو حرفاش همش ایراد میگیره از دوستم كه تو زشت شدی و از اندامش ایراد میگیره خیلی گرم  پسره ولی دوست من همه جوره كنارش بوده ...

این پسر وقتی ازدواج كرد بیكار بود بدون حمایت خانواده خودش چون پدرش زن گرفته بود و مادر نداشت حتی یه چوب خشك هم كمكش نكردن اما از این میسوزم پدر دوستم همه جوره ساپورتشون كرد یه كار خیلی عالی مراسم عروسی همه رو پدر دوستم براشون محیا كرد كه الان صاحب خونه هم شدن اما این مرد نمیدونم چش شده مدام بهونه میگیره كه یه نگاه به خودت بنداز كه چه شكلی شدی ؟؟

دست بزن داره خیلی زیاد ... بد دهن هم هست دوستم عاشقه شوهرشه دوست نداره جدا شه اما یه هفته ای هست كه همش میگه چرا گم نمیشی بری خونه بابات من یه بار كه بیشتر زندگی نمیكنم جداشو راحت شم!!!!!!!!!!!!1

با این وجود دوستم نمیخواد جداشه حس میكنه خیلی ذلیل شده داغون شده بگید چیكار كنه؟؟؟؟؟؟؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
برچسب ها: مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج، مشکلات زناشویی، اختلافات زناشویی، عدم علاقه به همسر، به همسرم علاقه ندارم چیکار کنم، راه های ایجاد علاقه به همسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه سی ام فروردین 1393

سلام دختری هستم30 ساله با پسری در چت اشنا شدم که هم سن خودم هست.. اشنایمون خوب وبد و حالا تصمیم به ازدواج گرفتیم البته یکسال از اشنایمون میگذره و ایشون همون فردی که من واسه زندگیم میخواستم هستن منتهی مشکلی که وجود داره اینه که ما از دو شهر متفاوت با فرهنگ متفاوت هستیم که 1000 کیلومتر فاصله بینمون هست.. ما همدیگه رو واقعا دوست داریم و قلبا عاشق هم هستیم سنمونم طوری نیست که بگیم از سر هوی و هوس هست واقعا بهمدیگه ثابت کردیم که همدیگه رو دوست داریم و اینکه نمیخواهیم خانوادهامون بفهمن کجا با هم اشنا شدیم چون قطعا مخالفت میکنن میخواد بیاد خواستگاری ولی میگه نمیدونم نحوه اشنایمونو چطور به خانوادم بگم لطفا کمکمون کنید یه راهکار معرفی کنید.. ممنون

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج،  بحث و گفتگو : رابطه دختر و پسر، 
برچسب ها: مشکلات و موانع ازدواج، مشاوره جنسی، مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده، مشاوره فوری، راه های رسیدن به عشق، چیکار کنم به عشقم برسم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
(تعداد کل صفحات:523)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]